close
تبلیغات در اینترنت

دانشجویی کردن: سفری خوش مقصد با نو شدن مدام

درباره سایت



    اینجا... اصن یه وضیعه...بچه ها ممنون که اومدین...اگه مطلبی چیزی داشتید بفرستید برامون خوش حال میشیم...تا همگی ----دست به دست هم دانشگاه خود کنیم آباد----فکر نکنید یهو که دانشگاهمون خرابه ها...اصن

عضویت سریع



نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

ورود اعضاي سایت



نام کاربری :
رمز عبور :

آرشیو



اسکریپتهای اختصاصی














    پیغام مدیر
    سلام ممنون که بهمون سر زدید لطفا نظرتون در مورد وب سایت ما بگید...راسی بچه ها اگه خبری یا مطلبی از دانشگاه خودتون دارید بفرستید تا بزاریم رو سایت...هر کیم دوست داره تا رو مدیریت سایت بهمون کمک کنه خبر بده...
    ممنون از همه ی همکارای عزیز...

دانشجویی کردن: سفری خوش مقصد با نو شدن مدام

     نو شدنِ طبیعت با دگرگونی در جوارح آن، درک و فهم می­شود. با نو شدن هر سال، مرسوم آن است که مردمان هم آرزوی نو شدن می­کنند. این که چه جمعیتی موفق می­شوند تا شاهد تحقق این آرزوی خود باشند، پاسخ روشنی ندارد. با وجوداین، آنان که بیشتر اهل تأمل­اند، «نوشدن مدام» را می­طلبند. این طلب، امری تحقق­پذیر است؛ مخصوصا برای آنانکه در عرصه علم هستند و دانشجویی می­کنند.

     من سی سال پیش از این، وارد دانشگاه شدم. در آن زمان، سخن رئیس دانشگاه در مراسم سال نو تحصیلی، برای من قابل فهم نبود. ایشان از اهمیت دانشجو بودن گفت و مزایایی برای تحصیل در سایه پر افتخار جمهوری اسلامی برشمرد. آن چه برای من و جمعیت بزرگی از دانشجویان آن دانشگاه اولویت داشت، محل سکونت بود؛ که ما از آن محروم بودیم. با وجود این، وقتی خارج از دانشگاه، مردم از کارم پرسش می­کردند و من در پاسخ می­گفتم: «دانشجو هستم»؛ احترام توأم با حسرت را در چشم ها و گاه در بیان آنان می­دیدم. من هنوز هم چنین حسی را در جامعه می­بینم؛ اما به جای حسرت، اکنون «تحسین راه انتخاب شده»، نشسته است. این احترام و تحسین، اموری نیستند که فقط مختص امروز باشد، بلکه در فردای زندگی اجتماعی نیز، مورد نیاز هستند. چه می­توان کرد که فردای دانش­آموختگی هم به مانند امروز دانشجویی، با احترام و تحسین اجتماعی همراه شود؟

     آن چه من با جستجوی در تجربه خود و دیگران دریافته­ام، «دانشجویی­کردن» است. تحت این نام، کارهای متعددی ظهور می­یابد؛ که هر یک از دانشجویان به آن ها فکر کرده­اند و بسیاری هم به آنها عمل می­کنند. دانشجویی­کردن یک امر شخصی است که به اراده شخص مربوط است، نه به اجازه غیر. نه با کارت دانشجویی می­آید، نه با فارغ­ شدن از تحصیل می­رود. دانشجویی­کردن، یک فرهنگ است. دانشجویی­کردن، عشق به دانایی و تلاش برای بهره­گیری از توان­های انسانی و نوعی زندگی توأم با فرهیختگی است. بودن و متفاوت بودن از دیگران به فکوری و اندیشیدن و آموختن است. کوششی برای درک خویش، خلقت و خالق است. تدقیق در امور و جوانب را دیدن است. رهروی و پیروی عالمانه و پرهیز از تقلید بی­دلیل و رهایی از پذیرش بی­تعقل است. محققانه زیستن است. به قول فروغی بسطامی:

محقق را مقلّد کی توان گفت      که دانا تا به نادان فرق دارد                  

     چه کسی است که با چنین اوصافی نخواهد دانشجویی کند؟ اما، مهم­تر آن است که بجوییم چه کسانی توانسته­اند دانشجویی کنند؟ دانشجویی­کردن هم مثل بسیاری از پدیده­های ارزشمند حیات انسانی، نوع اصیلش دارای اندازه­های متفاوت است؛ ولی در آن دسته­ای از پدیده ها قرار می­گیرد که «دوزش» را نمی­توان از بازار تهیه و تزریق کرد. بذری است در وجود همه آنانی که خداوند حداقل­های حیات انسانی را در آنان نهاده است (وَ عَلَّمَ آدَمَ اَلأَسماءَ کُلَّها. بقره/31). بذری است که نیازمند آبیاری و پرورش است. چگونه می­توان این بذر حیات انسانی را پرورش داد و به درختی تنومند و بارور تبدیل کرد؟

     هر یک از ما می­توانیم با تأمل در حیات خود و دیگران، بنیادهای مؤثر دانشجویی­کردن را شناسایی و معرفی کنیم. من نیز با تأمل در خود و دیگران مواردی از این زمینه­ها و استعدادهای انسانی مؤثر برای دانشجویی­کردن را شناسایی کرده­ام؛ که تحت چهار عنوان قرار می­گیرند و می­توان آنها را چهار رکن و پایه دانشجویی­کردن دانست. قصد دارم آنها را با شما مطرح کنم؛ شاید به نقد شما، تصویری بهتر یابند:

  1. جسارت­ورزیدن: جسارت نوعی اراده به عمل در شرایط ابهام است. وقتی که می­توان حرکتی کرد اما اطمینانی از درست بودن آن نیست، این حرکت واجد ویژگی جسارت است. مثل هنگامی که معلمی از شاگردش پرسشی را می­پرسد و شاگرد از درست بودن آنچه می­داند، اطمینان ندارد اما نظر خود را بیان می­کند. جسارت در دنیای امروز، خطرکردن نامیده می­شود. این لازمه زندگی موفق در دنیای پر از پیچیدگی کنونی است. بنیاد جسارت بر آگاهی است؛ یعنی فعالیتی دانش­بنیاد است. هر کاری که بدون توسل به دانایی انجام شود، بلاهت است؛ نه جسارت. به همین دلیل می­توان گفت که جسارت از نوع توکل است. برای دانشجویی کردن، جسارت لازم است؛ مخصوصا در پرسش کردن، در جستجو کردن، در طلب کردن و در آرزو کردن.
  2. دانایی­جستن: دانایی به معنای کسب و کاربست دانش معتبر است. در اینجا، حمل تجارب مطرح نیست؛ بکاربستن و بهره گرفتن، ستون و محورِ دانایی است. آنانکه دانایند، در عمل خویش چنین­اند؛ نه بر زبان خود. دانایی از دو طریق عمده حاصل می­شود: از جستجوی تجربه انبوه شده نسل­های پیشین و کنونی و از تجمیع تجربه­های حاصل از عقل­ورزی خویش. رمز یافتن تجربه خود، تأمل و ثبت تجربه است و رمز یافتن تجربه دیگران، مراوده داشتن مستقیم و غیرمستقیم با آنان است. این مراوده، نیازمند زبان مشترک و ابزار دسترسی است. دنیای فناوری، یکی از این ابزارهاست. اما بهره گیری از این دنیا، نیازمند آشنایی با روش­ها و کسب مهارت­های مربوط به آن است.
  3. یاری­طلبیدن: یاری­طلبی رکن اساسی حیات انسانی است. مصادیق این عمل، فراوان هستند اما عمده­ترین آنها، گفتگوست. گفتگوی با دیگران، تنها برخورداری از تجربه آنان نیست؛ بلکه بیش از آن، ایجاد فرصت برای تولیدگری ذهن خود است. گفتگو، فرصت ثمردهی ذهن است. البته هیچگاه با دیدن این پدیده مهم، نمی­توان جفت او یعنی تأمل را نادیده گرفت. گفتگو، یاری طلبیدن از دیگری و تأمل، یاری طلبیدن از خود است. این هر دو در خدمت دانایی قرار می­گیرند و آنچه مطرح است بهره­گیری از تأملات و گفتگوها در خدمت دانایی است.
  4. تلاش­کردن: در میان آن چه فرهنگ انسانی بر آن تأکید نهاده و آن ها را واجد ارزش قلمداد کرده است، «تلاش» هم قرار دارد. تلاش را می­توان بهره­گیری بیشتر از توان­ها و بهره­های انسانی دانست. سطح ظهور بهره­های انسانی، همان است که به طور طبیعی رخ می­دهد. هر یک از انسان ها دارای بهره یادگیری هستند و وقتی که با آموختنی های هستی مواجه می­شوند، به میزانی از آن می­آموزند. برخی یادگیری خود را با گونه­هایی از عمل دیگر، غنی­تر می­سازند. مثلا به تکرار یادگیری اقدام می­کنند. تکرار کردن در چنین مواردی، پدیده­ای است خارج از سطح طبیعی و از نوع تلاش است. تلاش، افزودن توان ناشی از اراده بر بهره­های طبیعی است. تلاش، لازمه کسب دستاوردهای افزون­تر است. در دانشجویی­کردن، دستاوردهایی بیش از حد عادی مورد نظر است؛ که این هدف را فقط تلاش می­تواند در اختیار گذارد.

     تجربه بازخوانی­شده من حکایت از آن دارد که «جسارت­داشتن»، «دانایی­جستن»، «یاری­طلبیدن» و «تلاش­کردن»، چهار پایه اصلی دانشجویی­کردن هستند. اگر این چهار مفهوم را با اتصال حرف اول آنها مرتبط سازیم، کلمه «جدیت» حاصل می­آید. یعنی محور و قلب دانشجویی­کردن، «جدیت» است. بر همین بنیاد، با تأسی به نظرات استاد بزرگوار جناب آقای دکتر مهرمحمدی، می­خواهم از «کیش جدیت» به عنوان لازمه دانشجویی کردن یاد ­کنم؛ موضوعی که می تواند گوهر نایاب، اما معجزه آسای حیات اجتماعی ما محسوب شود. جایگزین این معنا در مفاهیم دینی، ترکیب «جهاد علمی» است. آیا می­توان بدون جهاد علمی، دانشجویی کرد؟ با این معنا از دانشجویی­کردن، آیا کسی هست که «مسافر عرصه علم» باشد و به دانشجویی­کردن، افتخار نکند؟ آیا حیات شخصی این گونه مسافران، چیزی جز نوشدن مدام را نشان می­دهد؟

نعمت­ الله موسی ­پور

14 فروردین ماه 1393




نظر ()
33
تاریخ : شنبه 30 فروردين 1393 زمان : 23:5
درباره : اخبار ,

نظرات

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی